تاثیر طالبان بر زندگی مردم (۷)| مردم مجبور به مهاجرت شدند

طالبان حاکمیت فراگیر گرسنگی

اولین روزهای سقوط کابل

سانکوپانزا

هفته نامه نویدنو:آمدنِ طالبان، رفتنِ مردم بود. بسیاری از جوانانی که متعهد بودند که تا آخرین روزنه‌های امید نیز از درس و دانش دست نکشند، با آمدن طالبان مجبور شدند که یک‌شبه مهاجر شوند.

درست است که پیش از سقوط کابل به دست طالبان نیز جوانان بسیار آواره می‌شدند، آوارگی پس از حاکمیت طالبان اما هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی به کلی متفاوت بود.

با آمدن طالبان آن‌قدر وحشت حاکم شده بود که در همان روزهای اول سقوط، مادری طفل شیرخوارش را در میدان هوایی کابل جا گذاشت و خودش رفت. پسری خودش را به هواپیما آویزان کرد و تا سر حد سقوط آزاد و تکه‌پاره‌شدن در هوا از طالبان فرار کرد. مردم موترها و خانه‌ها و دار و ندارشان را یا با قیمت بسیار کم فروختند و یا هم تعدادی به کلی بلاتکلیف گذاشتند و رفتند.

شواهد عینی از روزهای اول سقوط کابل می‌گویند که در میدان هوایی کابل به چشم خودشان دیده‌اند که مردم حتا پیرمردانی را بالای ولچر می‌آورده‌اند تا شاید راهی برای مهاجرت پیدا کرده و از چنگ حاکمیت طالبان بگریزند.

به نقل از شواهد عینی که خواستند هویت‌شان فاش نشوند، در همان روزها در میدان هوایی کابل مردم برای فرار از چنگ طالبان تا آخرین توانایی‌های‌شان تلاش کرده‌اند. به هر آب و سنگی پناه برده‌اند تا شاید راهی برای فرار پیدا کنند. یکی از شواهد عینیِ آن‌روزها در میدان هوایی کابل می‌گوید که «مردم جوی و آب و لجن نمی‌گفتند. راه نبود. عقب محوطه‌ی میدان هوایی یک جوی بزرگ است که پر از فاضلاب است. پل‌ها شلوغ بود و راهی برای عبور نداشت. وقتی که سربازان خارجی نام کسانی را که شرایط رفتن داشتند را می‌خواندند، مردم پیر و جوان، زن و مرد، حتا مادرانِ کودک‌دربغل، خودشان را در آن هوای سرد شب، میان آن جوی لجن می‌انداختند تا به کمک سربازان بتوانند به آن‌طرف جوی برسند. آن‌قدر شلوغ بود که سربازان خارجی برای کنترل مردم باربار بمب صوتی می‌انداختند».

مهاجرشدن دانش‌جویان

پس از سقوط کابل به دست طالبان بسیاری از دانش‌جویان آواره شدند. مهاجرت دانش‌جویان دلایل متعددی داشت، اما همه‌ی این دلایل به طالبان برمی‌گشت.

جمع زیادی از دانش‌جویان به دلایل اقتصادی آواره شدند. تا پیش از طالبان هر دانش‌جویان بالاخره یکی دو نفری داشتند که به هر آب و سنگی زده مصارف مالی دانش‌جویان‌شان را تامین کرده و یک نان بخور نمیری به آنان بدهند. دانش‌جویان هرچند که خوار و ذلیل، هرچند که با شکم نیمه‌گرسنه، اما هنوز می‌توانستند بخوانند و ادامه بدهند.

با آمدن طالبان بسیاری ازین منابع تامین مالی دانش‌جویان سقوط کردند. مثلا جمعی از راه پولیس و اردو تامین مالی می‌شدند. یکی از اعضای فامیل‌شان نظامی بودند. با آمدن طالبان این منابع یک‌شبه بی‌کار و حتا فراری شدند. اگر نتوانستند از کشور خارج شوند به عفو عمومی اعتماد نمی‌توانستند و مجبور شدند  که در سایه و پنهانی زندگی کنند. در هرصورتش دیگر منبع درآمد نبودند. روزگارِ دیگری رسیده بود. نه تنها منابعی نبودند که خرج و مصارف دانش‌جویان را بدهند بلکه اکنون این دانش‌جویان بودند که به اجبار باید درس را رها می‌کردند و برای فامیل‌شان نان پیدا می‌کردند. عموم دانش‌جویانی که مهاجر شدند، سال‌های دوم و سوم و جمعی هم حتا سال چهارم تحصیلی‌شان بودند.

تعداد بسیار انگشت‌شماری هم که هنوز منبع مالی داشتند و به خاطر نان ترک تحصیل نکردند، از لحاظ درسی دل‌زده شدند. از بسیاری از دانشگاه‌ها، به خصوص دانشگاه‌های مناطق فارسی‌زبان اساتیدِ برجسته یا فراری شدند، یا استعفا دادند و یا هم به زور برکنار شدند (مثلا دانشگاه بامیان را ببینید که یک تصفیه‌ی قومی تمام عیار راه افتاد و ما در گزارش‌های قبلی به تفصیل نوشتیم). تعداد انگشت‌شماری هم از آن اساتید برجسته که برقرار ماندند، دیگر آن آزادی گذشته را نداشتند و واضح بود که از همان اوایل حاکمیت طالبان با سانسور و اختناق همراه می‌شدند. بسیاری از دانش‌جویانی که برای درس و دانش جدیتی قایل بودند، به همین دلیلِ حذف و سانسورِ اساتید ترک دانشگاه و بعدها ترک وطن کردند. مثلا حسین فکرت یکی از دانش‌جویان سال سوم بخش کارگردانی دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه کابل به همین دلیل دانشگاهش را ترک کرد و ایران رفت.

افزون بر آواره‌شدن دانش‌جویان در حال تحصیل، بسیاری از دانش‌جویانی که سال‌ها زحمت کشیده بودند و فارغ‌التحصیل شده بودند و امید داشتند که پس از فراغت در راستای تخصص‌شان کار کنند و از دانشِ خویش نان بخورند، نیز مهاجر شدند. به طور نمونه انجینیر سرور سروش، دانش‌آموخته‌ی جیولوجی معدن از دانشگاه پولی تخنیک کابل فردای جشن فراغتش کت‌وشلوارِ جشنِ دیروزش را خانه گذاشت و برای یک لقمه نان راهی ایران شد.

مهاجرشدن نظامیان

البته بسیاری از دانش‌جویان آواره شدند، طالبان اما برای دانش‌جویان خطر کم‌تری داشتند. آن‌چه که در معرض خطر بسیار عاجل قرار گرفته بودند، نظامیان بودند.

از مقامات نظامیان که بگذریم چون واضح بود که فراری می‌شوند، جمعیت زیادی از نظامیان پایین‌رتبه نیز تا توانستند فرار کردند. هرچند که عفو عمومی اعلان شده بود اما در اعتمادنکردنِ عفو عمومی طالبان، حق با نظامیان بود. بعدها بسیاری از آنان را که فرار نکردند و گمان می‌کردند که پس از اعلام عفو عمومی دیگر به آنان کاری ندارند، طالبان بازداشت و شکنجه و زندانی کردند. تعداد زیادی از آنان را کشتند. حتا بعضی‌های آنان را، مثلا در کابل و بیش‌تر هم در پنجشیر در معرض عام تیرباران کردند.

یکی از نظامی‌های پیشین که خواست هویت‌اش پنهان بماند گفت که از نظامی‌هایی که او می‌شناخته، یعنی از دوستان و آشنایانش کسی در داخل نمانده است. «دوستان نظامی من بیش‌تر از ۹۰ درصد مهاجر شده‌اند. البته جاهای بهتری هم نتوانسته‌اند بروند. بسیاری آنان ایران رفته‌اند که در حال حاضر مخصوصا آنانی که متاهل‌اند و چندین نفر را باید نان بدهند بسیار به سختی نان پیدا می‌کنند».

او می‌گوید تنها از اعضای فامیل او، مثلا پسر کاکا و پسر خاله و دیگر بستگان نظامی‌اش نُه نفر مهاجر شده‌اند.

مهاجرشدن کسبه‌کاران و دیگر اقشار جامعه

سطح مهاجرت بسیار گسترده بود. به دانش‌جویان و اساتید و کارمندان حکومت پیشین و نظامیان خلاصه نمی‌شود. مردم از هرقشری مجبور شدند که مهاجر شوند.

کسبه‌کاران و کارگران و عوام مردم نیز به مقیاس بسیار وسیعی مهاجر شدند. این مهاجرشدن‌ها همه به اجبار و همه به خاطر حاکمیت طالبان بود. اگر طالبان حاکم نمی‌شدند، این‌همه مردم مهاجر نمی‌شدند.

حتا آنانی که برای مهاجرت دلایل تحصیلی نداشتند، یا به صورت مشخص و موردی نگرانی امنیتی هم نداشتند (یعنی به طور کلی کارنامه‌ای نداشتند که حالا احساس خطر می‌کردند) نیز مجبور شدند که مهاجرت کنند. طالبان سقوطِ کاروکسب و تحمیلِ گرسنگی بود. مردمی که روز کار می‌کردند و شب می‌خوردند، حالا که با حاکمیت طالبان کارها یک‌بند خوابیده بود، مجبور شدند تن به راه‌های قاچاق بدهند و تا شاید لقمه‌ای نانی پیدا کنند. از میان تمام اقشار، قشر کارگر بیش‌تر مهاجر شدند زیرا طالبان حاکمیت فراگیر گرسنگی بودند.

این همه اما در حالی است که طالبان مدعی‌اند که در حال حاضر در افغانستان امنیت تامین‌اند، حقوق بشر رعایت می‌شوند و در آینده‌ی نزدیک افغانستان را به توسعه‌ی بی‌سابقه‌ی اقتص ادی می‌رسانند.

موضوعات: طالبان, مهاجرت, ناامنی, بی‌کاری, گرسنگی.