بیستر رشد و خواستگاه فکری طالبان با ارزش های مدرن سازگاری ندارد

هفته نامه نویدنو: طالبان از ورود به کابل و تصرف قدرت با چالش های زیادی رو برو شده اند. فن حکومت داری نمی دانند، مدیریت بحران را ندارند، چالش های اقتصادی و کشور داری را نمی تواند حل کنند، در آرایه خدمات ناکام بوده وبا زیر بنا و سیستم مدیریت و حکومتداری مدرن نا آشناست. در این مدت تمام تلاش شان بر این بوده که ناکامی های شان را با سرکوب و استبداد پنهان نماید. مهم تر از همه با مردم و شهروندان آگاه که با ارزش های مدرن و دمومرکراسی رشد کرده اند سازگاری فکری ندارند.

در وضعیتی که کشور رو به رکود است، اکثریت از شهروندان زیر خط شدید فقر قرار دارند، سیستم اقتصادی و اجتماعی کشور رو به رکود اند، کشور در انزوای شدید جهانی قرار دارند، طالبان بزرگترین دغدغه شان حجاب زنان و وضع قیودات بر حریم خصوصی شهروندان است. این ناشی از دو بخش است. نخست اینکه طالبان فاقد ظرفیت حکومتداری و ارزش های مدرن اند و بیستر رشد و خواستگاه اصلی شان با ارزش های مدرن، سازگاری ندارند. از همین رو تمایل چندانی برای تکمیل نمودن خلا های تخنیکی و بهبود وضعیت در زمینه را ندارند.

 دوم؛ طالبان در یک تضاد قوا قرار دارند. نیروهای جنگی و اثر گذار آنان تنها مشروعیت و توجیه جنگی شان را بر مبنای شریعت اسلامی و حاکمیت مطلق به تعریف خود شان می دانند. از این رو سران آنان هم، حتی آگر بخواهند در مورد ارزش های مدرن و خواستهای شهروندان و بین الملل انعطاف نشان بدهند، خیلی زود با عکس العمل نیروهای جنگی شان رو برو می شوند. با وجود اینکه خواستگاه اکثریت مطلق این گروه شریعت اسلامی به چارچوب فکری خودشان تعریف شده است، برغم آن سنت های پشتونوالی و روستایی که ارزش های مدرن در آن داده های غربی و اجنبی تعریف شده، نمی تواند در چارچوب فکری طالبان قابل پذیرش باشند. از این رو نمی توان از حکومت طالبان توقع ارایه خدمات و حمایت از سیستم، زیر بنا و حقوق شهروندی به معنی واقعی و برمبنای نیاز زمان را داشت.

خشونت های پیدا و پنهان که از جانب این گروه بر مردم روا داشته شده است، اکثرا بدلیل فضایی خفقان افغانستان کمتر روایت شده است، قتل های هدفمند در سکوت جریان دارند و سرویس های شهری در تمام شهرها تقریبا توقف است. در روستاها مردم با وجود فقر گسترده مجبور به پرداخت عشر به طالبان اند، بدون هیچ ملاحظه عاید مردم و ارایه خدمات  از جانب طالبان مردم مکلف اند که از خصوصی ترین معاشه شان که برای زنده ماندن خود و کودکان شان بدست می آورند بخشی از آن را با طالبان بنام های عشر قسمت کنند. آنچه طالبان در عمل انجام می دهند حتی با شریعت اسلامی در مغایرت اند. دلیل آن می تواند بیستر فکری طالبان باشد. فساد، مطلق گرای، عدم کنترل و نظارت کافی بر عملکرد نیروهای نظامی این گروه در ولایات و روستا ها سبب شده است که برعلاوه بستر فکری و مطلق گرای این گروه بیافزاید و حجم ستم را بر مردم بیشتر کنند.