تصور روزی که زنان را از جامعه کنار بزنند

فریبا اکبریار

هفته نامه نویدنو: همان روز دامن دراز و بوت های نسبتآ بلند پوشیده بودم،همینکه خواستم از دروازه حویلی بیرون شوم خواهرم صدا زد، با این دامن و بوت دویده می توانی ؟ وضعیت را خودت میدانی پس یک لباس کوتاه تر با کفش درست تر بپوش تا بتوانی دویش کنی! با آنکه چیزی نگفتم مگر نگرانی و هراس داشتم اینکه امروز چی اتفاق خواهد افتاد.

تصمیم گرفتم در خانه بمانم بهتر است تا وظیفه بروم.  باز با خود فکر کردم  دفتر ما امکانات امنیتی اش خیلی بد نیست اگر مشکل پیش بیاید شایده زنده بیرون شده بتوانیم و یا شاید بخاطر کارمند بودن کشته شویم باز گفتم تنها نیستم یک جمع از همکاران هستند و اتفاق نخواهد افتاد. خلاصه اینکه با هزازان هراس از خانه بیرون شدم و حرکت کردم.

شهر ما تقریبا حالت شهر ارواح هارا بخود گرفته بود، از آن شلوغ و راه بندان ها خبری نبود و سرک ها تقریبآ خلوت بود.راننده گفت امروز خیلی ها از خانه هایشان بیرون نشده است صرف برخی های که مثل خودت وظیفه دارند بیرون شده است، هرلحظه امکان سقوط شهرمزار  به دست طالبان است چون ولسوالی های نزدیک سقوط کرده وطالب تا  دورازه های شهر رسیده است.

صدای مرمی و فیر شنیده نمی شد و نظامی پوشان هم در شهر دیده نمی شدند، مگر مردم همه در وحشت و هراس بودند و همه روحیه شانرا از دست داده بودند چون جنگ روانی قبل از قبل همه را کشته و یا آماده ای مرگ ساخته بود.چند روز  بود که صفحات اجتماعی، صفحه ای تبلیغ دشمن شده بودند و تعداد زیاد از مردم آگاه و یا ناخود آگاه مبلغین جنگ برای طالب و در خددمت شان شده و با نشر اخبار و تصاویر جنگ و سقوط ولسوالی ها روان مردم را آسیب رسانیده بودند.

جنگ روانی درین روزها نقش به سزای در جامعه گرفته است و اگر مردم ما در قبال این جنگ آگاه نشوند، ما همیشه از خودما ضربه خواهیم خورد و همه ای ما قبل از آغاز جنگ فزیکی قربانی جنگ روانی میشویم. جنگ در معنی منحصربه‌فرد خودش دارای دو گونه‌است: جنگ فیزیکی و جنگ روانی. چند دههٔ اخیر که رسانه‌ها و اطلاعات رشد زیادی کرده‌ است، جنگ روانی به  یک نبرد  برای تسلط بر افکار و اذهان مردم مبدل شده است که سیاست‌های  جهت‌گیری شده را  به مردم تحویل می‌دهند. در جنگ روانی نقش مخاطب در باور کردن یا نکردن این فوران‌های اطلاعاتی زیاد مورد اهمیت نیست، زیرا به هر ترتیب که شده این اطلاعات جهت‌گیری شده به خور مخاطبان   فردی و اجتماعی داده می‌شوند.

مهم‌ترین جنبهٔ جنگ روانی، شکل‌دادن به نگرشهای عمومی ملت است حال این جنگ روانی ممکن است از طریق رسانه‌ها و به صورت شعار نمود یابد یا به صورتی عملی تر به صورت قتل و ارعاب. عوامل ذهنی چون: شناخت ذهنی افراد مخاطب ،انگیزه‌های فردی ،گرایشهای روانی و عوامل محیطی چون تفاوتهای: بینشی ،مذهبی ، قومی و نژادی ، طبقاتی، در ایجاد تنش ها و برنده شدن های جنک روانی در هر جامعه نقش به سزای دارد.

 کارکنان جنگ روانی  از نزدیک با خصوصیات روانی ، اجتماعی و روحیات فردی جامعه آشنایی دارند  آنان با  تسلط کامل به زبان جامعه ، فکر  خلاق وتحلیل از مسایل سیاسی  جامعه مردمان آنرا هدف قرار داده و بدست خوشان بدون اسلحه نابود میکند . یکی از اصول  اساسی جنگ روانی د رجامعه ما که خیلی تاثیر گذار است جهل افراد است که  هیچ‌گاه به دنبال یافتن حقیقت نمی‌روند یا اگر به حقیقت هم بر حسب اتفاق برخورد میکنند، آنچه را که از قبل در ذهن شان  فروکرده‌اند را قبول می‌کند تا حقیقت بیرونی .

وقت روی جنگ روانی و عواقب آن در صفحات فیسبوک دیدم  خوشبختانه  از بانوان که تحصیل کرده ای  حقوق وعلوم سیاسی هستند  ماده های قانون که برای مغشوش ساختن افکار عامه و کود جزایی آن بود یافتم و برای تعداد دیگر از بانوان پیشنهاد کردیم تا آنرا نشر کنند و در عوض اینکه در خدمت دشمن باشند از نیرو های نظامی و خیزش های مردمی در صفحات اجتماعی حمایت کنند و خوشبخانه تعداد زیاد از جوانان درین پیکار شریک شدند که نتیجه خوبی داشت .

نگرانی ها هنوز ختم نشده است و  همچنان هراس آمدن دوره ای سیا طالبان وجود دارد .هرجند از پوشیدن چادری و طالب هراس ندارم، مگر از وحشت و کشتار  افراد بیگناه میترسم چون مرتبه قبلی که مزار به دست طلبان سقوط کرده بود از شهر مزار شهر جسد ساخته شده بودند و تعداد زیاد از فامیل ها اعضای فامیل شانرا یا از دست دادند یا شلاق و تازیانه طالب را تجربه کرده بوده اند که تا حالا هم آن روایات تلخ فراموش مردم این شهر نشده است.

  و جامعه ای بدون حضور زنان  را  هم نمیتوانم تصور کنم. بانوان که جامعه در حضور شان نیاز دارد مگر مجبور به خانه نشستن گردند – زنان که برای حضور سالم شان  در جامعه سال ها رزمیده اند تا دوشادوش مردان در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و حتی در سنگر های جنگ ایستاد شوند چطور میتوانند  بدون یک مرد از خانه بیرون نشوند و حتی به تنهایی حق خریدن جزیی ترین موارد مورد نیازشان را نداشته باشند.

 چون تعریف زنان از نظر طالبان اینست که : فرزند زاییده و به او رسیده گی کنند ، برای شوهر و فرزندانش نان بپزند، رخت بشویند، و در پایان هم به نیازهای جنسی شوهرشان  لبیک بگویند. یعنی آنان شخصیت حقیقی و حقوقی مستقلی  را برای زنان به رسمیت نمیشناسند. آنها نمیخواهند و باور ندارند اینکه  زنان  دانش بیاموزد، مهارت حاصل کند، نقش اجتماعی داشته باشد، فعالیت اقتصادی کند، یا به سیاست وارد شود، و در سرنوشت همگانی سهم بگیرد. طالبان از زمان پیدایش و  تشکیل امارت‌شان و تا به امروز، هیچ نقشی برای زنان قایل نشده و هیچ طرحی برای سهم دادن به آنان نداشته‌اند. آنان در مقابل حقوق زنان هیچگاه نرمش نشان نداده و به هیچ صورت از موضع شان در مقابل زنان عقب نرفتند حتی اگر انزوای بین‌المللی را به جان خریدند.

جمع‌آوری عشر و زکات، ممانعت از بیرون شدن زنان از خانه بدون محرم، شکستاندن تلویزیون‌ها  و کمپیوتر ها و مجبور ساختن مردم به پیوستن به صوف طالبان از مواردی اند که باشندگان مناطق زیر کنترول طالبان تجربه می‌کنند. از اولین فرمان‌هایی که گروه طالبان پس از به قدرت رسیدن صادر کرد، ممنوعیت آموزش و کار زنان بود. آن‌ها تمام مکاتب دخترانه را بستند .همین حالا نیز مکاتب دخترانه در مناطق تحت کنترل طالبان بسته است. هنوز هم این گروه برای نشان دادن ضدیت خود  مکاتب دخترانه را به آتش می‌کشند. در این مناطق زنان هنوز هم از تمام فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی محروم و در خانه‌ها محصورند.

خلاصه اینکه  آیا دوباره سرآغاز  یک شکست در همه عرصه‌های حقوق بشری و  در کلیت آزادگی و کرامت انسانی است چون طالبان در بیست سال گذشته، نشان نداده‌اند که عملکرد آن‌ها در دوران حاکمیت‌شان اشتباه بوده و یا آن‌که طرز فکر خود را نسبت به زنان و جایگاه اجتماعی آن‌ها تغییر داده‌اند. برعکس طالبان همیشه تاکید کرده‌اند که حقوق زنان را در «چارچوب قوانین اسلامی» رعایت خواهند کرد. ولی مشکل این جاست که تعریف طالبان از قوانین شرعی به محدود کردن زنان در خانه‌ها و نقض حقوق ابتدایی آن‌ها مثل حق دسترسی به آموزش و کار ختم می‌شود.

تفسیر طالبان از شریعت و قوانین اسلامی برداشتی سخت‌گیرانه و خشک است و اولین گروهی که هدف اعمال این تفسیرها قرار می‌گیرد، زنان هستند. این در حالی است که دین اسلام، قوانین افغانستان، اعلامیه‌ها و میثاق‌های جهانی مرتبط با حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق کودکان بر حق آموزش کودکان، حتی به شکل اجباری آن در دوره ابتدایی تاکید می‌کند.

با آنکه هنوز آینده مبهم است و معلوم نیست چند ورز دیگر چی اتفاق خواهد افتاد، آیا دولت با اجتماع های خیزش های مردمی برنده میدان خواهد بود یا نه ؟ مگر فعالین حقوق بشر و مدافعین حقوق زنان همه در هراس بسر میبرند و تعداد زیاد ازینها بخاطر نزدیک شدن طالبان از فعالیت ها و کار هایشان دست کشیده اند و تعداد هم خانه و ولایت شانرا ترک کرده و بیجا شده اند. بانوان زیاد از همین حالا بخاطر مخفی کردن هویت شان برقع یا همان چادری آبی را انتخاب کرده و میپوشند و دوستان زیادم برایم پیشنهاد داده اند که در بیگ عوض لپتاپ باید چادری و جوراب های ضخیم که پاها معلوم نشود داشته و موقع ضرورت بپوشم. باید هر لحظه ای آماده ای فرار باشم و لباس و بوت های بپوشم تا در هنگام جنگ به سرعت دوش کرده بتوانم. مگر من امید وار هستم تا نیرو های نظامی ما برنده میدان باشند و جامعه و زندگی ما به منوال عادی اش برگردیده و شاهد جامعه ای بدون حضور زنان نباشیم.